تفکر طراحی، یک استراتژی برای خلاقیت

زمانی که اصول تفکر طراحی با استراتژی سازمانی و خلاقیت ترکیب شود، موفقیت کسب و کار به شدت افزایش می یابد، ولی این اتفاق چگونه رخ می دهد؟

تفکر طراحی (Design Thinking) یک متدولوژی برای حل مسائل پیچیده و یافتن راهکارهای صحیح برای مشتریان نهایی است.
در تفکر طراحی از منطق، خیال پردازی و شهود استفاده می کنیم تا خروجی ایده آل برای مشتری نهایی کسب و کارمان داشته باشیم. یک ذهن طراح، مشکل محور نیست بلکه کاملاً راه حل محور و عمل گرا است، این موضوع نیازمند ترکیب دو مفهوم تحلیل و تخیّل است.

همانگونه که Harold Nelson می گوید: طراحی به معنی ایجاد چیزی جدید و متفاوت است، حالتی فعال که حل کننده موقعیت های پیچیده و مشکل باشد.

تفکر طراحی باید در هسته توسعه استراتژی موثر و تغییرات سازمانی قرار بگیرد. تفکر طراحی می تواند بر روی محصول، خدمات، فرایندها، مکان های فیزیکی و هر چیزی که نیازمند بهبود یافتن برای تعامل با انسان هاست، اعمال شود. شما می توانید نحوه رهبری، مدیریت، خلاقیت و نوآوری خود را طراحی کنید.

Tim Brown از شناخته شده ترین افراد در حوزه تفکر طراحی و ایجاد خلاقیت سازمانی است. او در کنفرانس‌های بسیاری در این باره صحبت کرده و بعنوان یکی از شرکت کنندگان کلیدی همواره در اجلاس اقتصادی Davus حضور دارد. وی در پرفروش ترین کتاب خود که Change by Design نام گرفت با جزییات بیشتری به موضوع تفکر طراحی و خلاقیت در آن پرداخته است:

“خلاقیت در تفکر طراحی صرفاً شامل صنایعی نمی شود که بر پایه خلاقیت فعالیت می کنند. تفکر طراحی، روشی است که از آن در مکان هایی مانند Kaiser Permanente -که یک سازمان در حوزه سلامت است- استفاده می شود تا میزان مراقبت از بیماران را با طراحی دوباره مدیریت زنجیره تامین، بهبود بخشند.
تفکر طراحی مخصوص رهبران خلاقی است که می خواهند این تفکر را در سطوح مختلف سازمان خود پیاده سازی کنند و جایگزین های جدیدی را به تجارت و جامعه ارائه دهند.”

تفکر طراحی سعی می کند مهمترین فاکتورهای خلاقیت را تحریک کند و امکان ایجاد یک نسخه عملی از تفکری انتزاعی را ایجاد کند. این تفکر بر این پایه استوار است که یک ایده اجرا نشده ارزش چندانی ندارد و انجام هرکاری به اندازه فکر کردن راجع به آن ارزشمند است.

یکی از جذاب ترین بخش های تفکر طراحی، تاکید آن بر رشد خلاقیت است. یکی از مثال های تفکر طراحی که به رشد خلاقیت کمک می کند به این شکل است: پرورش، تعریف، تصویرسازی، پروتوتایپ، آزمایش. با طی این مراحل چهارچوب مشکل مشخص می شود، سوالات صحیح پرسیده می شوند، ایده های جدیدی مطرح می شوند و در نهایت بهترین پاسخ ها انتخاب می شوند. هرچند این مراحل شکلی خطی ندارند و می توانند چندین بار تکرار شوند.
Evelyn Huang که یکی از معروف ترین فعالین حوزه تفکر طراحی است و پروژه موفقی را در Capital One Labs پیاده سازی کرده، می گوید:

“ما معتقدیم که پیشرفت با شناختی عمیق از مشتریان‌مان آغاز می شود. به همین دلیل است که تفکر طراحی روش مورد علاقه ما برای ساخت محصول و خدماتی است که مشتریان‌مان به آن نیاز دارند. این متدولوژی ویژگی مهمی به نام -سریع شکست بخور- دارد، که به ما اجازه می دهد به سرعت روش موفقیت مان را تشخیص بدهیم، بسازیم و آزمایش کنیم. ما زمان کمتری را برای برنامه ریزی تلف می کنیم و بیشتر به عمل کردن می پردازیم و سعی می کنیم خودمان را با قراردادن در جایگاه مشتری به چالش بکشیم.”

تفکر طراحی بحث نوینی است که در کشور ما کمتر به آن پرداخته شده است، برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه سخنرانی Tim Brown در TED با موضوع داستان هایی از خلاقیت و بازی، و همچنین مقالات پروژه ای در دانشگاه استنفورد که به این موضوع اختصاص یافته می توانند مفید باشند.

اگر از این مطلب لذت بردید، برای دریافت مطالب مشابه در صندوق ایمیل خود اینجا را کلیک کرده و مشترک شوید >

ثبت یک نظر